حرفی از دل

آخرین دیدگاه‌ها

    بایگانی

    • کاربران حاضر:
    • بازدید امروز:
    • بازدیدکننده امروز:
    • بازدید دیروز:
    • بازدید کننده دیروز:
    • کل بازدیدکننده‌گان:
    • ورودی موتور جستجو:
    • کل نوشته‌ها: 6
    • تاریخ به‌روزشدن سایت: October 28, 2013
     
    No Image
    خوش آمديد!
    زیارت بارگاه امام حسین (ع) پيوند ثابت

    زیارت مرقد پاک قبر امام حسین علیه ‏السلام دارای جایگاهی بلند و بسیار رفیع و از خصوصیات منحصر به فردی برخوردار است. در این مقاله با بهره گیری از روایات، به زوایای گوناگون این بحث خواهیم پرداخت.

    - امام رضا فرمود:

    کسی که به زیارت قبر امام حسین(ع) در کنار فرات رود، همانند کسی است که به زیارت خدا بر عرش او رفته است.

    - از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است که فرمود:

    کسی که به زیارت قبر حسین رود، در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند او را در بالاترین و والاترین جایگاهها قرار خواهد داد.

    - امام صادق فرمود:

    زیارت حسین بن علی علیه‏السلام بر هر کسی که اقرار به امامت او از جانب خداوند متعال دارد، واجب است.

    - امام صادق به ام سعید احمسیة فرمود:

    یا ای ام سعید، آیا قبر امام حسین را زیارت می‏کنی؟ گفت: آری، فرمود: آری آن را زیارت کن، که زیارت قبر حسین بر هر مرد و زنی واجب است.

    با آن‏که خوف ضرر و احتمال آن، رافع بسیاری از احکام است، ولی در زیارت سیدالشهدا علیه‏السلام خصوصیتی است که احتمال ضرر، رافع استحباب زیارت نیست و حتی برخی از روایات، دراین گونه موارد احتمال ضرر و غلبه‏ی ترس بردلها، مردم را بدین کار ترغیب نموده‏اند.

    ابن بکیر می‏گوید: به امام صادق علیه‏السلام عرض کردم: من با ترس از نیروهای حکومت و خبرچینان و نیروهای نظامی دشمن به زیارت قبر پدر شما مشرف می‏شوم. حضرت فرمود:

    ای پسر بکیر! آیا دوست نداری که خدا تو را در راه ما ترسان ببیند؟ آیا نمی‏دانی که هر کس به خاطر ما به ترس افتد، خداوند او را در زیر سایه‏ی عرش پناه دهد و هم سخن با او در زیر عرش حسین علیه‏السلام خواهد بود؟…

    محمد بن مسلم می‏گوید: امام محمد باقر علیه‏السلام به من فرمود:

    آیا به زیارت قبر حسین می‏روی؟ گفتم: بلی، با ترس و لرز! فرمود: میزان ثواب به اندازه‏ی میزان ترس است و هر کس که با ترس به زیارت قبر او رود، خداوند ترس او را در روز قیامت خواهد ریخت و در پناه الاهی قرار گرفته و آمرزیده خواهد شد .

    نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: ashoora2013 | ادامه مطلب...

     
    مقتل الحسین و نسخه‏های آن پيوند ثابت

    مقتل الحسین را می‏توان مهمترین اثر ابومخنف درباره امام حسین علیه السلام دانست که توجه کامل ابومخنف به اخبار شیعیان در این تألیف بخوبی نمودار شده است. این کتاب از جهت قدمت و نیز پرداختن به دلایل و انگیزه‏های قیام امام حسین (ع) از اعتبار بسیاری برخوردار بوده است که در آن، شرح و توصیفات روشنی از آغاز این نهضت تا پایان آن ارائه می‏شود.

    تصویرهایی که از جانبازی یاران و شهادت حسین (ع) و اسارت اهل بیت عرضه می‏گردد تا آن اندازه طبیعی و زنده و غم‏انگیز است که احساس عمیقی از همدلی و غم، خواننده را فرامی‏گیرد.

    انتشار وسیع مقتل در میان شیعیان و عمومی شدن آن، خود سبب‏ساز مشکلات دیگری شد؛ زیرا نسخه‏های فراوانی باید به کتابت در می‏آمد و همین فراوانی نسخه‏ها، که به عدم دقت در تحریر و مقابله می‏انجامید، اشتباهات نساخ را به تدریج جزء متن اصلی در آورد. سپس نسخه‏های مغلوط در تحریرهای بعدی الگوی کسانی قرار گرفت که نسخه‏های تازه فراهم می‏آوردند و کار به همین اساس به پیش رفت؛ بدین ترتیب، مقتلهایی که در سالها و قرنهای بعد انتشار می‏یافت کم‏کم از متن اصلی بسیار دور افتادند. البته در کنار این تصحیفها، برخی تحریفها و اضافاتی که بعدها در اینگونه آثار منسوب به ابومخنف وارد شد، در تیره ساختن شهرت و اعتبار ابومخنف نقش اساسی داشتند. وستنفلد ضمن بررسی دو اثر وی راجع به «واقعه کربلا و اخبار خونخواهی مختار» چگونگی تصرفات متأخران را در آن دو نشان داده و در عین حال تأکید کرده است که به رغم این دگرگونیها برخی از روایات کتاب اصلی همچنان دست نخورده باقی مانده است. شماری از این نسخه‏ها را بروکلمان و سزگین معرفی کرده‏اند ان اثر بر اساس نسخه امبروزیانا (بدون تاریخ) در بمبئی به سال ۱۳۱۱ ه ق  و بار دیگر به سال ۱۳۴۳ ه ق در نجف به چاپ رسید. «مقتل الحسین و قصة المختار» منسوب به ابومخنف توسط محمدباقر انصاری و محمدصادق انصاری ترجمه شده و با نام «اولین تاریخ کربلا به ضمیمه قیام مختار و توابین» چاپ شده است.

    نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: ashoora2013 | ادامه مطلب...

     
    عاشورا روز تبلور نماز عاشقانه‌ امام حسین(ع) و یارانشان پيوند ثابت

    حضرت امام حسین (ع) به فرموده امام چهارم نه تنها در تمام عمر شبانه روز هزار رکعت نماز خواند بلکه در شب و روز عاشورا یعنی در سخت‌ترین شرایط‌، از اقامه نماز آن هم به جماعت کوتاهی نفرمود و حتی حکمت درخواست مهلت یک شبه از دشمن زبون را عشق به نماز معرفی و خطاب به برادرش ابوالفضل‌(ع) فرمود:

    «آنها را امشب از جنگ باز دار، باشد که امشب را در پیشگاه پروردگارمان به نماز ونیایش و طلب آمرزش بایستیم‌، که خدا می‌داند من همواره نماز، دعا، و استغفار را دوست داشته‌ام‌.»

    امام حسین (ع) در این عبارات خود را عاشق نماز خوانده و این درسی است که نماز گزار واقعی نه تنها باید نمازخوان باشد، بلکه همیشه باید دوستدار نماز و مروّج فرهنگ نماز در جامعه انسانی باشد.

    سنگ‌های دشمن دون از هر سو امام حسین(ع) را احاطه کرده بود و از سوی دیگر تشنگی و داغ عزیزان بر او فشار می‌آورد و گریه و شیون زنان و کودکان دل سوخته حرم پیامبر دلش را می‌آزرد. همانند پدرش علی در لیلة‌ُ الحریر و میدان نبرد صفّین در گیراگیر خون و آتش جنگ و در شرایط بحرانی و بسیار خطرناک با یاران خود به نماز جماعت ایستاد و با این نماز عارفانه و عاشقانه خویش از سرزمین گرم و سوزان نینوا به همگان پیام اقامه نماز دراوّلین وقت آن‌، آن هم به جماعت داد.

    حضرت ابی عبد الله الحسین (ع) در آن روز تاریخی و حماسه ساز، چنان نمازی خواند که هیچ‌کس پیش از او و بعد از او توفیق انجام چنین عبادت جامع و کاملی را نیافت‌. زیرا امام حسین‌(ع) در ظهر عاشورا تمام ابعاد، اسرار، افعال‌، و اقسام یک پرستش مخلصانه و نماز عاشقانه را در زیباترین کامل‌ترین نوع آن در پیش دیدگان دوست و دشمن‌، به نمایش گذاشت‌.

    نماز خاصّی که با خون دل‌، وضو گرفت و با تربت پاک کربلا تیمّم نمود و بامداد آن روز در عین بی آبی – به گزارش علامه مجلسی – غسل شهادت کرده بود و همه جلوه‌های پرستش اعم‌ّ از عبادت ظاهری و باطنی‌، بدنی و قلبی‌، مادّی‌، معنوی‌، فردی و گروهی درآن نماز تبلور یافته بود.

    نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: ashoora2013 | ادامه مطلب...

     
    خصوصیت محل شهادت امام حسین (ع) پيوند ثابت

    بعد از شهادت امام حسین (ع) ، جسد شریفشان را به آسمان پنجم بردند و باز بر زمین کربلا برگردانیدند، و در آنجا سه روز افتاده بود، و سر مبارکشان گاهی بر روی دستها، و گاهی بر نیزه‏ها و گاهی بر درخت آویزان و گاهی بر دهلیز خانه‏ یزید ملعون، و گاهی بر دروازه‏ی شام و گاهی در طبق نزد ابن‏زیاد و گاهی در طشت، نزد یزید و او را شهر به شهر گردانیدند، از کربلا تا شام، و بعضی گفته‏اند: که از شام تا مصر تا مدینه یا از شام به کربلا یا از شام به آسمان.

    رقت آن حضرت بر اهل هموم و غموم، چنانکه وقتی به عیادت اسامة ابن زید تشریف بردند و او را در حالت احتضار بود پس آهی کشید و گفت: واغماه، حضرت امام حسین (ع) فرمودند: غم تو از چیست؟ گفت قرض دارم شصت هزار، حضرت فرمودند: دین تو بر ذمه‏ی من است، گفت: می‏خواهم: مدیون نمرده باشم، حضرت امر فرمود تا مال را حاضر نمودند و به طلب کاران او دادند، پیش از آنکه وفات نماید.

    صفت دیگر، صدقه‏ی پنهانی دادن است، چنانکه منقول است که بعد از شهادت در پشت آنسرور اثر پینه‏ها دیدند، از حضرت سجاد (علیه‏السلام) سؤال نمودند، حضرت فرمود: این اثر آن باری است که شبها به دوش می‏گرفت و از برای ایتام و بیوه‏زنان می‏برد

    شدت عزمی که داشت در خلاص نمودن خلق از عذاب خدا، و به آن سبب این بار گران شهادت را قبول نمود، تا اینکه به مقامی رسد که شفاعت نماید عاصیانرا، و در این امر چنان اهتمام داشت که خلاصی دشمنانش را هم می‏خواست، هنگامی که آن شخص آمد به قصد قتل آنجناب، حضرت در روی او خندیدند و او را موعظه فرمودند و هر گاه که می‏دید تخلیص کلی ممکن نیست، باز سعی می‏فرمود در تخفیف عذاب ایشان، چنانکه به هرثمة ابن ابی مسلم بعد از آنکه دید وعظ در او اثر نکرد، فرمود: پس از این زمین بیرون رو، که کشتن ما را نبینی و صدای ما را نشنوی.

    امام حسین (ع) هر وقت وضو می‏گرفت از شدت خوف خداوند رنگش متغیر می‏شد و بدنش به لرزه می‏آمد.

     

    نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: ashoora2013 | ادامه مطلب...

     
    چرا امام حسین جنگید اما امام حسن صلح کرد؟ پيوند ثابت

    وضع امام حسین در برابر یزید، مانند امام حسن در مقابل معاویه نبود، زیرا معاویه با تربیت جاهلی قریش بار آمده بود که پر از سخت‏کوشی بود، چون اینان قومی بودند که در بیابان‏های خشک و بی آب و علف می‏زیستند و چاره‏ای جز جان سختی نداشتند، گرچه از تجارت سود بسیاری می‏بردند. یزید در قصر شام زاده شد. یزید بدویت و جاهلیت قبیله کلب را از مادرش به ارث برد و هوش و زیرکی ‏قریش را از پدر آموخت، یزید وقتی حاکم مسلمانان شد، رفتاری بسیار متفاوت با پدر داشت، چنان که کردارش با سنت و سیره پیامبر (ص) و خلفای راشدین به شدت فرق داشت. نیز یاران و اعوان معاویه و یزید تفاوت بسیاری داشتند. اطرفیان معاویه سیاست‏دان و طرف مشورت بودند اما یاران یزید، جلادها و سگ‏های شکاری بودند که در پی شکارهای بزرگ می‏دویدند. سرشت اینان به گونه مردمانی مسخ شده و پریشان بود که سینه‏ای پر از حقد و کینه از آدمها داشتند، به خصوص از کسانی که بر عکس اینان، نیکوکار و درستکار بودند. شریرترین یاران یزید، شمر بن ذی‏الجوشن، مسلم بن عقبه، عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد بودند. شمر به پیسی مبتلا و زشت‏رو و کریه‏المنظر بود و پیرو مذاهب خوارج شد تا بدان جنگ و مبارزه بر ضد علی و فرزندانش (ع) را توجیه کند اما قصد محاربه با معاویه و فرزندنش را نداشت. شمر کسی بود که دین را بهانه و ابزاری برای کینه ورزی قرار می‏داد، و حاضر بود به خاطر مال و ثروت، دین یا کینه‏اش را به فراموشی سپرد.

    می‏توانیم بگوییم که امام حسین نمی‏خواست با یزید بیعت کند حتی اگر منجر به کشته شدن او شود امکان نداشت چنان که امام حسن با معاویه پیمان بست، امام حسین با یزید بیعت کند، زیرا اوضاع فرق کرده و یزید همچون پدر نبود. اگر امام حسین با یزید بیعت می‏کرد، وضع حال وی پوشیده می‏ماند و مردم معتقد می‏شدند یزید امام بر حق است، در نتیجه می‏توانست دین را تحریف کند. از این رو حسین، جان و اهل و عیالش را در راه دین جدّش نثار کرد.

    نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: ashoora2013 | ادامه مطلب...

     
    آسیبهای دینی در نگاه امام حسین پيوند ثابت

    سر گذشت جانسوز امام حسین(ع)، خود بهترین گواه اوضاع عقیدتی مسلمانان در آن عصر است؛ اما شنیدن آن از زبان کسی که خود در برابر آن عقاید سخیف قیام کرد پندآموزتر است.

    فرزدق می‏گوید: در سفر حج سال شصت هجری قافله امام حسین (ع) را دیدم که از مکه خارج می‏شد. عرض کردم پدر و مادرم به فدایت باد چرا شتابان از حج خارج شده‏ای؟ حضرت در جواب فرمود:

    «ای فرزدق! همانا آنها قومی هستند که اطاعت شیطان پیشه کرده و از اطاعت خداوند رحمان سرباز زده‏اند، و فساد را در زمین، آشکار و حدود خداوند را تعطیل کرده‏اند، دست به میگساری زده و خود را در اموال فقرا و مساکین ذی حق می‏دانند و من سزاوارترین کسی هستم که برای یاری دین خدا و عزت بخشیدن به شرع او و جهاد در راه خدا قیام می‏کنم تا بدین وسیله کلمه «الله» بلند مرتبه بماند».

    همین مطلب را حضرت در وصیت خود به برادرش «محمد بن حنیفه» هنگام خروج از مدینه فرموده است:

    «من برای خوشی و خوشگذرانی و فساد و ظلم (از مدینه) خارج نشده‏ام. تنها خروج من برای اصلاح طلبی در امت جدم است. قصد دارم که امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم رسول خدا (ع) و پدرم علی بن ابی‏طالب (علیهماالسلام) عمل کنم.».

    همچنین هنگامی که با سپاه حر روبه‏رو گردید، بعد از اقامه نماز جماعت ظهر – که هم اصحاب خود و هم سپاه حر در آن شرکت داشتند – طی خطبه‏ای فرمود:

    «راستی این دنیا دگرگون و زشت شده و معروف از آن رخت بسته و از آن جز نمی که بر کاسه‏ای مانده باشد یا ته مانده علفی که در چراگاه بماند، چیزی باقی نمانده است. آیا نمی‏بینید که حق عمل نمی‏گردد و از باطل دوری نمی‏شود؟ باید (در چنین وضعیتی) مؤمن حقا میل به سوی خدا کند، پس من مرگ را جز مایه سعادت و زندگی با ظالمان را جز مایه ذلت نمی‏بینم. راستی که مردم بندگان دنیا هستند و دین مایه شیرینی زبانشان است و تا زمانی که موافق زندگیشان باشد آن را پاس دارند و آن گاه که در بوته آزمایش قرار گیرند، دینداران کمند».

    نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: ashoora2013 | ادامه مطلب...

     

    No Image
    No Image No Image No Image
     
     
     
    No Image No Image